الشيخ محمد حسن المظفر ( مترجم : سپهري )

60

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي )

تمام مردم برتر و بالاتر باشد به نحوى كه هيچ كس قادر به بيان فضيلت او نيست . لذا تنها چيزى كه درخور اوست ، اين است كه امام مردم و جانشين خدا در ميان تمامى آنان باشد . آيه اى كه قبل از آيهء مورد بحث قرار دارد نيز از حيث خطاب با آيهء مورد بحث يكسان مىباشد و گواه بر اين نكته است كه مراد از ولى در آيهء مورد بحث ، امام است . آيهء قبل چنين مىفرمايد : * ( « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِه فَسَوْفَ يَأْتِي الله بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَه أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ الله وَلا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ الله يُؤْتِيه مَنْ يَشاءُ وَالله واسِعٌ عَلِيمٌ . إِنَّما وَلِيُّكُمُ الله وَرَسُولُه . . . » ) * ( 1 ) اين آيه به وضوح نشانگر اين حقيقت است كه كسانى را كه خداوند خواهد آورد ، اهل ولايت و سرپرستى امور مردم هستند ؛ زيرا معناى آيه چنين است : اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ، هر يك از شما كه از دين خويش دست بردارد ، خداى متعال ، قومى را كه محبّت مخصوصى به آنان دارد به جاى ايشان مىآورد كه اين قوم جديد در برابر مؤمنين ، ذليل هستند ؛ يعنى در برابر مؤمنان تواضع دارند ، البته از نوع تواضعى كه زمامداران بايد داشته باشند . استفاده از حرف « على » در آيه - كه حاكى از علو و بلند مرتبگى است - اين معنى را مىرساند . همچنين اين قوم در برابر كافران با عزّت و شكوهمندند ؛ يعنى عزّت و عظمت خود را در برابر آنان آشكار مىنمايد و يكى از امورى كه به آنان مربوط مىشود جهاد در راه خداست كه در اين راه از سرزنش احدى هراس ندارند . معلوم است كه اين ويژگيها ، تنها درخور زمامدار و امام است . بدين جهت ، به دنبال اين آيه مىفرمايد : * ( « إِنَّما وَلِيُّكُمُ الله وَ . . . » ) * تا بفهماند كه مراد از « ولى مؤمنين » در آيهء مورد بحث ، امام و سرپرست امور آنان است . بدين ترتيب ارتباط بين دو آيه برقرار مىشود . و اما اينكه فضل گمان كرده است كه اگر « ولى » به معناى سزاوار تصرّف ، گرفته شود با آيهء قبلى ؛ يعنى * ( « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصارى أَوْلِياءَ » ) * سازگار نمىباشد و مراد از « اولياء » ياوران است نه كسانى كه سزاوار تصرّف و دخالت در امور هستند گمان باطلى است ؛ زيرا بين اين آيه و آيهء مورد بحث ، چند آيهء ديگر - كه ارتباطى به اين موضوع هم ندارند - جدايى انداخته است . به همين جهت ، اين آيه و آيهء پيشين ، با خطابى مستقل ، آغاز شده است . پس آن آيه - كه فضل مىگويد و با آيهء مورد بحث فاصلهء زيادى دارد - نمىتواند قرينه اى براى معناى اين آيه باشد .

--> ( 1 ) . همان / 54 - 55 .